حسن سيد اشرفى

366

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

از مثل اين قول : « زيد مىآيد بعد از يك سال درحالىكه چند روز قبل از آن زده است » و اين قول : « زيد آمد در ماه فلانى درحالىكه مىزند در آن‌وقت يا در وقت بعدش در گذشته » پس خوب دقّت كن . سپس اشكالى ندارد به منصرف كردن رشتهء كلام به بيان آنچه كه به سبب آن ، امتياز پيدا مىكند حرف از غير خودش ( حرف ) تا آنجا كه مناسبت دارد مقام را ، به خاطر اطّراد در استطراد در تمام اقسام . پس بدان همانا اينكه اگرچه مشهور مىباشد بين بزرگان اينكه همانا حرف ، چيزى ( كلمه‌اى ) است كه دلالت دارد ( حرف ) بر معنايى در غير خودش ( حرف ) ، و هرآينه بيان كرديم آن ( معناى حرفى ) را در فوائد به‌گونه‌اى كه نياز بيشترى برآن ( بيان ) نيست ، مگر آنكه همانا دانستى در آنچه ( بيانى ) كه گذشت ، عدم فرق را بين آن ( حرف ) و بين اسم به حسب معنا ، و اينكه همانا اين ( معنا ) در اين دو ( اسم و حرف ) لحاظ نشده است در اين ( معنا ) استقلال در مفهوم و عدم استقلال در مفهوم ، و همانا فرق ، اين ( فرق ) آن است كه آن ( حرف ) وضع شده است ( حرف ) براى اينكه استعمال شود ( حرف ) و اراده شود از آن ( حرف ) معناى آن ( حرف ) حالت براى غير بودن و معناى در غير بودن ، و وضع شده است غير اين ( حرف ) براى اينكه استعمال شود ( غير حرف ) براى اينكه اراده شود از آن ( غير حرف ) معنايش ( غير حرف ) به‌طور مستقلّ . و بنابراين ( فرق بين اسم و حرف ) هركدام از استقلال در مفهوم و عدم استقلال در آن ( مفهوم ) همانا اعتبار شده است ( هركدام ) در جانب استعمال ، نه در مستعمل فيه تا باشد بين اين دو ( اسم و حرف ) تفاوت به جهت معنا ، پس لفظ « ابتدا » اگر استعمال شود ( لفظ ابتدا ) در معناى آلى و لفظ « من » در معناى استقلالى ، هرآينه نمىباشد ( استعمال ) مجاز و استعمال براى آن ( هريك از من و ابتدا ) در غير آنچه ( معنايى ) كه وضع شده‌اند ( هريك از من و ابتدا ) براى آن ( معنا ) ، و اگرچه مىباشد ( استعمال ) به غير آنچه ( غرضى ) كه وضع شده است ( هريك از من و ابتدا ) براى آن ( غرض ) ، پس معنا در هر دو ( ابتداى